شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
308
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
كه ما را پوشيدهايم ، او ما را روان سازد و بگرداند نه ما او را . 36 ، 6 - و گفت : هرگاه « 3 » قبيح باشد بدن « 4 » چركين و لباس پاكيزه ، قبيحتر از آن خواهد بود كه نفس به چركنت اخلاق ذميمه چركن باشد ، و بدن از بيرون مزين باشد . 36 ، 7 - و گفت : هرگاه كه ما به جميع اعضاى بدن يارى مىجوئيم ، طلب يارى به چيزى كه اشرف است از بدن كه آن عقل است كنيم اولى باشد . 36 ، 8 - و گفت : همچنانكه جماعتى كه « 5 » استعمال مىكنند حواس بدن را تنها ، مانع مىشود ايشان را از خشم و غضب ، از رهگذر ترس ملك محسوس وقتى كه پيش ايشان ايستاده باشد ، همچنان واجب است بر كسى كه استعمال حواس نفسانى كند اينكه منع كند او را از غضب ، از براى ترس از ملك معقول كه پيش او هميشه ايستاده است . 36 ، 9 - مرد فربهى را ديد ، گفت : چه بسيارست عنايت تو بر بلند ساختن ديوار قلعه كه حبس تو كند « 6 » . 36 ، 10 - و گفت : سزاوار است ترا كه هرگاه تدبير انسانى كنى « 7 » ، اراده كنى به اين تدبير صلاح او را ، اينكه متشكل به شكل و هيئت « 8 » آن كس نشوى كه اراده كند اينكه « 9 » انتقام كشد ازو از جانب دشمنان ، و ليكن متشكل شو به شكل كسى كه شكفته شود تا سر آستين جنباند مر او را . و اگر تدبير كنى از براى صلاح خود ، سزاوار آنست كه متشكل به شكل بيمار شوى پيش طبيب . 36 ، 11 - و گفت : همچنانكه سيرت تست در مجلسها و محفلها ، بايد كه در خلوتها نيز چنان باشد .
--> ( 3 ) - د : هرگاه كه . ( 4 ) - اساس : بودن چركين . ( 5 ) - د : « كه » ندارد . ( 6 ) - اساس : « كند » ندارد . ( 7 ) - اساس : انسانى اراده . ( 8 ) - اساس : متشكل و هيبت . ( 9 ) - د : آن كس شوى كه آزاد كند آنكه .